دل نوشته های مرضیه خانوم
شاعرِ بی نام ترین شعرها
سلام امیدوارم خوب باشید ... از
یه مدتیه که کم پیدا شدم ببخشید اگه نیمدم بهتون سر بزنم ... مهمترین اتفاق روزهای
زندگیمو میخام اینجا توی این پست ثبت کنم ...16 اسفند 1390 ، 18
اسفند 1390 ، 21 اسفند 1390 و مهمترینشون
جمعه 26 اسفند 1390 که پیمانِ یه زندگیِ مشترک رو با عزیزترین فردِ زندگیم بستم . از این بابت از خدا متشکرم که واقعاً نیمهء گمشده امو سرراهم گذاشت ، درک و فهمِ
عشقِ پاک و واقعی رو چشیدم چون همسرم منو واقعاً دوستم داره هیچوقت نمیخام ازش دور
باشم ، بهترین دوستم همدمم همپای لحظه هام همقدمم و واقعاً هستی و عمرمه ... همیشه
فکر میکردم نمیتونم به غیر از پدر مادرِ خودم به کسی دیگه این کلمات رو بگم اما
چند وقتیه با جون و دلم مادرپدرشو صدا میزنم و وقتی بهم میگن عروسِ گلم ، دلم ضعف
میره براشون ... راستی همسرم به من نمیگه مرضیه ، بهم میگه خاتون از خدا میخام این صمیمت بینمون
همیشگی باشه برای خوشبختیمون و عاقبت به
خیریمون دعا کنید . امیدوارم سالِ 91 رو با شادی و
تنِ سالم شروع کنید و سالِ پر برکتی براتون باشه . سرفرصت هم شعر میذارم اینجا هم یه
تصویرِ مناسب الاحوال ، این پست فقط محضِ خالی نبودنِ عریضه و تبریکِ سالِ نو و
همینطور راستی تولدِ وبلاگمم هستش وبلاگ جونم خیلی دوستت دارم دستت دردنکنه که توی
این یکسال پلِ ارتباطیِ منو یه عده ای بودی که دوستای نادیده ام هستن و کلی درس ها
یاد گرفتمو تجربه ها کسب کردم ... این شعرِ هم از بنده نیست : در وصل هم ز عشقِ تو خاتون در
آتشم عاشق نمی شوی که ببینی چه میکشم یا حق
| Design By : Night Melody |


